اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي . . . دل بي تو به جا ن آمد وقتست که باز آيي . . . دائم گل اين بستان شاداب نمي ماند . . . در یاب ضعیفان ر ا در وقت توانایی . . . ديشب گله زلفش با باد همي کردم ...گفتا غلطي بگذر زين فکرت سودائي . . . صد باد صبا اينجا با سلسله ميرقصند . . . اين است حريف اي دل تا باد نپيمايي . . . مشتاقي و مهجوري دور از تو چنانم کرد . . . کز دست بخواهد شد پاياب شکيبايي . . . يارب به که شايد گفت اين نکته که در عالم . . . رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جايي

ای پادشه خوبان

۱۳٩۳/٧/٢٠

 

آقاجون....

دلم خیلی پر شده

کجا باید خالیش کنم!

هیش کی دردم رو نمی فهمه

آقا.... دلم خیلی گرفته .... خیلی

یه چیز سنگینی نمیزاره راحت نفس بکشم....

آقا... هر روز به سنگینیش اضافه میشه و جایی برا خالی کردنش نیست

آقا یه دوست می خوام یه شونه ... دلم گرفته خیلی خیلی خیلی

آقاجون کی میاین .... کی؟...کی؟

خیلی خستم آقا....

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳٩۳/٧/۱٧

یه دنیا دورم

سلام آقاجون،

چقدر دلم گرفته... از خودم...اطرافم.... دنیام

آقاجون ... گاهی چیزایی میشنوم که ذره ذره وجودم برا باور نکردنش باهام میجنگن

گاهی چیزایی میبینم که تحمل دیدنش رو ندارم

آقا... الی متی؟

آقاجون دلم گرفته .... چی می تونسیم باشیم و چی شدیم....

هر روز دورتر و دورتر

گاهی اونقدر دوریم که برا دوباره برگشتن...

آقا از کجای دلم بنویسم

هههععععییییی......

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳٩٠/٢/٢٦

هدیه

مدتی نیومدم بازم

دلیلش وایه دری بود و چند تا چیز دیگه و مهم ترینش هدیه است که خدا بهم داده :) کوچیکه اما خیلی بزرگه ان شاالله بعدا مفصل در موردش می نویسم.

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳٩٠/۱/۱٢

 

بد یادمان رفته که خدا داریم

بد یادمان رفته که خدا کیست ... کجاست!!!!

بد یادمان رفته که چقدر منتظرمان نشسته!

 

خداجون یه عالمه دوست دارم

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٩/۱٢/٢۸

احساس

پر شدم از احساس

گوش هاشان یا با فیلتر  

یا....

لبریز از احساس...

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٩/۱٢/٢٦

 

نمی دونم چرا وقتی می خوام حرف دلم و اینجا بنویسم هی می نویسم و هی پاک می کنم ... اینقدر حرف هست که نمی دونم کدوم و اول بگم آخرش هم هیچ کدوم و اینجا نمی نویسم .... خیلی وقت این وب رو راه انداختم از وقتی که دیدم کسی برای شنیدن حرف هام نیست نه اینکه نیست ! نه .... خیلی ها هستن که میشه باهاشون حرف بزنم اونهایی که بفهمنم و دردم و بدونن! اما مشکل اینه که دردی که دارم و نمی شه به کسی گفت !بگذریم....

چند روز پیش نشستم و درد و دل های قدیمی خودم و می خوندم (نمی دونم شما هم مطالب گذشته وب خودتون می خونید یا نه!!!) برام جالب بود ... یه مطلب رو نوشته بودم برا خودم کلی جالب بود و برا خودم روش اسم "قانون فاکتوریل" گذاشتم و حالا هر روز هر وقت که می خوام بگم نه دیگه دیره ! به خودم می گم قانون فاکتوریل و یادت نره! براتون می ذارمش.....

"""به نام عشق

اول از همه سلام.... تا حالا شده واسه انجام یه کاری به خودتون بگید "دیگه دیره بابا نمی تونم .. ولش کن... اصلا دیگه فکرش هم نکن....." بعد هم کامل بزاریدش کنار؟ اونوقت یه چند مدت که گذشت یکی از دوستانتون و ببینید و وقتی ازش می پرسید چیکارا می کنی؟ جوابش همون کاری باشه که شما قیدش رو زده بودید.... اینا به کنار امان از اینکه بشنویدحتی دیر تر از موقعی که شما به فکرش افتادید شروع کرده !!!! واویلا حالا بیا و درستش کن..... جالب اینجاست باز هم برا شروعش می گید دیره(خودم که تویه این موضوع رکورد جهانی دارم) !!!!!!

اما دیشب با خودم می گفتم یه سال ۳۶۵ روزه اگه هر روز یکی فقط یه دوونه قدم به جلو بر دارم آخره سال ۳۶۵ تا قدم بر داشتم.....خیلیه ها! نه؟!!!...بعد از یکم فکر کردن به این نتیجه رسیدم که نه تنها روزی یه قدم بلکه بیشتر هم می شه اگه امروز یه قدم بر دارم فردا قدم دیروز جلو هستم یکی هم ماله امروز خودش دو تا می شه یعنی همون فاکتوریل خودمون( نمردیم و یه چیزه ریاضی به دردمون خورد)یعنی به عبارتی آخره سال ! ۳۶۵ (هوووووووو بزا ماشین حساب بیارم)اما خوب بگذریم کو گوشه شنوا اگه به حرفهایه خودم گوش می کردم حالا به قول معروف برا خودم کسی شده بودم!!..بی چاره بچه هام آخه میگن پدر و مادر هر چی که خودشون بهش نرسیدن آرزو دارن که اونو تویه بچه هاشون ببینن...""

ببخشید که پست خیلی طولانی شد :) ....

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٩/۱٢/٢۱

 

چند روز پیش وقتی چشم هامو باز کردم، سنگ ریزه ها رو جلو چشام دیدم... اولش باورم نمی شد.... دوباره؟؟ باز هم؟آره! دوباره خوردم زمین ..... این بار دیگه چرا؟ ... مثه همیشه یکم دور و برم و گشتم ببینم اون سنگریزه رو پیدا می کنم که زدتم زمین یا نه ؟!... اما اونجا سنگ زیاد بود ... خدایا!....

این بار به جای اینکه سعی کنم بلند شم نشستم و زانوهامو بغل کردم ... سرم و گذاشتم رو زانوهام... می دونی چیه خدا؟؟؟؟!!!!! همش سنگ جلو پامه،... از کوچیک تا بزرگش زمین می زنه آدمو ... نمی دونم سرم و بگیرم بالا که یه موقع راه رو اشتباه نرم یا اینکه حواسم و جمع کنم که دوباره نخورم زمین، آخه بلند شدنش سخته، دوباره راه افتادنش سخته.....اما می دونی چی شد؟.... بلند شدم، می دونم بارم آخرش خودت دستمو گرفتی و بلندم کردی!....

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٩/۱٢/۱٦

 

بازم سلام آقاجون

همیشه وقتی یه چیزی رو از خدا می خواستم و نمی گرفتمش، به خودم می گفتم اگه خدا ندادتش واسه اینه که دوست داره، اون می بینه که تو آینده اگه داشته باشی چی می شه، ... چی نمی شه!

به خودم می گفتم خدا اینقدر بنده هاش رو دوس داره، که هر چی هم بد باشن بازم خوبی براشون می خواد 

به خودم می گفتم بدون اینی که گرفتی، برات از همه بهتر بوده

به خودم می گفتم خدا خیلی مهربونه، بدون برات مهربونی کرده

می گفتم برو ناشکری نکن، بدون از همه چی بهتر رو گرفتی

اما آقاجون می دونید چیه.........

خودمم نمی دونم، از این دنیای بی معرفت دیگه خسته شدم....

آقاجون چرا نمی یان؟.... خدایا ! اینم تو می خوای، می دونم!. اما به بزرگیت قسمت می دم یا آرومم کن یا ...

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٩/۱٢/۱٤

دردی است در این دل، کجا و به که گویم

می خوام بنویسم اما از چی و از کجا نمی دونم 

خیلی حرفها هستند که نمی شه گفت نمی شه به زبونشون آورد

نه کسی هست که بشنوه و نه وقتی هست که گفته بشه

خیلی وقته یاد گرفتم حرفهامو ته ته دلم روی هم بریزم 

دنبال خیلی ها رفتم که بخوام براشون بگم 

بخوام یکم از رازهای دلم بگم

تا آروم بشم، سبک بشم...

اما هر چی گشتم کسی پیدا نکردم... اگه هم پیدا کردم به حرف هام گوش نمی کرد و یا اگه که گوش می کرد باورم نمی کرد

خیلی زودتر از سنم خیلی چیزهارو می دیدم و می فهیمدم اما دلم طاقتشو نداشت... تحملش نداشت

حرفهامو که می زدم بهم می خندیدن..... " چه عرفانی می گی" ..." یه چی بگو بفهمیم" .... " این که درد نیست".... "بابا ول کن"...

موندم چیکار کنم... آخه دیگه دلم جا نداره...

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٩/۱٢/۱٤

درد دل

این روزا خیلی دلم می گیره

تا می آم سرپا بشم دوباره از اول...

کاش می شد تا آخر راه رو یه دفعه رفت، خسته شدم از انتظار

کاش می شد همه بدی ها رو از روزگار پاک کرد، چقدر کلک، چقدر حقه...

کاش می شد خیلی باورها رو باور کرد، دیگه هیچکس به دیگری اعتماد نداره

کاش می شد همه با هم بودن، خسته شدم از جدایی...

کاش می شد...

نمی دونم چی کار کنم راهم رو گم کردم خدا...

دلم حرف های قدیمی می زنه، حرف هایی که هنوز تازه است، روز به روز دارن بیشتر می شن اما می دونی چیه ... خدایا صبری می خوام ازت که شادم کنه... 

 

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٩/۸/۱٥

تا به کی......

غروب جمعه
بغض نفس گیر گلوی زمین
سکوت بی انتهای ثانیه های بی تو
شرم صورت آسمان و زمزه ی بی کسی کائنات
چقدر جای خالی ات احساس می شود....

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸۸/٧/٦

 

سحر که می شود دلم هوای گریه می کند

ز دست روزگار خود مدام شکوه می کند

کودک خسته دلم تو را بهانه می کند

کبوتر غریب دل هوای لانه می کند

غریبم و کسی به این غریبه سذ نمی زند

کسی به خانه دلم حلقه به در نمی زند

مریضم و به فکر من کسی دوا نمی کند

کسی به حال غربتم دگر دعا نمی کند

بیا و راحتم کن و بگیر جان خسته را

بیا و مرهمی بنه بال و پر شکسته را

رونده شدم از همه جا من اومدم به سوی تو

کوچه به کوچه می روم برای جستجوی تو

چشمه جان خویش را به پای او هدیه کنم

یار پسندیده که من برای او گریه کنم

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸۸/٦/٩

دل نوشته

دلم گرفته نمی دونم دادم و به کی بگم از این آدم ها از این دنیای بی معرفت که هر چی بهش معرفت می کنی بیشتر می فهمی بی معرفته. کاش می شد می رفتم و دنیا رو می ذاشتم برا همین بی معرفت ها.

خدایا چقدر زود خسته می شیم چقدر زود دل می بندیم چقدر زود از تو دور می شیم. خیلی زود از کارهایی که گفتی دست می کشم ، اما تا گیری به کارم افتاد بدون هیچ شکی بازم می آم سراغ خودت . من می رم ، میآم اما تو هنوز و همیشه خدایی و خدایی می کنی.

 

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸۸/٥/۱٥

 

عیدتان مبارک

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸۸/٥/۱٠

 

سلام آقا جون،

خیلی دلم گرفته هر چه بیشتر تویه این دنیا پا می ذارم بیشتر می بینم و بیشتر غصه می خورم. ما آدما واقعا یادمون رفته واسه چی توی این دنیای کوچیکی که به چشمون انقدر بزرگ میاد پا گذاشتیم. بعضی وقتا واسه یه سری چیزای خیلی خیلی کوچیک اونقدر همدیگرو نادیده می گیریم که انگار ما خیلی بزرگ هستیم و اونا هیچن، اما افسوس که یادمون رفته همه از یک چیز بی ارزشی مثه خاک هستیم و اون چیزی که ارزشمون میده همون روحیه که دوست داشتن، محبت کردن و خوبی ها رو داره. آقا جون کاش بیاین و یادمون بیارید.

آقاجون خیلی دلم حواتونو کرده، میدونم خیلی بد شدم اما مثه همیشه بگذرید.دوستتون دارم...

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸۸/٥/۳

شعبان آمد

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد


بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

 

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸۸/٥/۳

شروع دوباره

سلام

خیلی وقت اینجا چیزی ننوشتم ، اما مدتی هست که دلم می خواد دوباره بیام و مطلب بنویسم این بود که با سلام که یکی از نشانه های دین اسلام هم هست شروع کردم. باشد که دوست خود یاری کند.

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٥/٦/٢٧

 

خدایا! تو می دونی گاهی اوقات دلم یه چیزایی می خواد که فقطِ فقط از تو می تونم بخوام. خدا جون همه چیزا رو باید از تو بخوام اما برای بعضی چیزا که می شه تازه یادم می فته... راستی خدا می دونم تو خوب و مهربونی! می دونم تو از همه بیشتر دوسم داری ! آخه هر چی باشه، هر چی هم که من بد باشم بازم از توام، من بندهء توام!.... اینا به کنار اگه اینا هم نباشه ! که هست، خداجون این مهربونی تو که خیلی وقت ها خیلی ها تو رو با اون می شناسن و می خونن کجا می ره؟... می دونی خدا این بار نمی خوام برای گرفتن چیزی یا خواستن چیزی تو رو بخونم ... این بار میخوام از این که دوست دارم اینکه دلم می خواد خیلی خیلی نزدیک بشم بهت بخونمت ... خدایا تویه این دنیا به هر جا که نگاه می کنم تو رو می بینم . این که یه گیاه به این زیبایی از زیر اون همه خاک سرش و آروم می آره بیرون! یا این شب و روز شدن ها چه طور خورشید و می بینم ... خدایا می شه یه روز بیاد که اون خورشید دلم و هم ببینم؟ دلم خیلی می خواد اونقدر خوب باشم که ببینمشون اما!...

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸٤/۱/۱٥

 

اول از همه سلام بعد هم  معذرت واسه اينکه مدتی غيبت داشتم اما خوب به جاش به يادتون بودم.

راستی شده به کسی سال و تبريک بگيدو ناراحت بشه آخه نمی دونم واسه چی سال و تبريک می گن واسه اينکه يک سال ديگه گذشت و هيچ کاری نکرديم يا واسه اينکه يک سال دسگه پيرتر شديم(دختر بودنم و نشون دادم) اما خوب از همه اينها بگذريم اونا که گذشت بقيه را نگه داريم و استفاده کنيم.

اين بار دلم می خواد از يه چيزی بگم که واسه اونه خدا رو خيلی دوس دارم و از اينکه اونو می پرستم لذت می برم . تا حالا فکر کردين که خدا چقدر بزرگه؟ تا حالا قکر کردين که ما چقدر کوچکيم و تا حالا قکر کردين که به چه دليل کسی که اين قدر بزرگه چرا ما ها که اين قدر کوچکيم و دوست داره؟ و چرا کسی که اين قدر بی نياز ما ها رو آفريده و دوستمون داره؟

راستی يعنی می شه کسی بذونه من الان تو چه فکريم چه کاری می خوام انجام بدم و آخر آخر کار چه کاری رو می کنم؟ اون وقت تنها من نه همه کسايی که روی اين کره خاکی زندگی می کنن همه و همه ... کسی که از اول و آخر همه ما با خبر و و و .....!

اللهم عجل لوليک الفرج

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________

 


۱۳۸۳/۱٢/۳

 

اول از همه سلام , می بخشيد اگه خيلی طول کشيد تا آپ ديت کنم اما خوب شکر خدا تا حدودی مشکلات بر طرف شدند.

بعد هم از همه ی شما که لطف کردين و به اينجا سر زدين ممنونم .

راستش تويه اين چند روزه دو تا حرف بود که خيلی روم تاثير گداشتن خواستم با نوشتن اونها يکمی هم حال و هوای شما رو هم عوض کنم‌ :

خيلی وقتها می شه که حتی باور اينکه خدا الان کنارم هست برام سخته اما اون روز يه نفر می گفتش که :

بابا اين خدايی که ما الان داريم همون خدايی هست که پيامبر رو به پيامبری مبعوث کرد اين همون خدايی هست که حضرت عيسی رو به پدرش بر گردوند اين همونه که ..... خلاصه يکم که فکر کردم ديدم وای خدای من , يعنی همه چيز عوض شده الا تو؟

يکی از دويتامم گفت : 

- ديدی تويه آيه ای که خدا برای اثبات معجزه بودن قرآن ديگران رو به مبارزه طلبيده چی نوشته؟ اونجا گفته اگه تونستين يه آيه مثه قرآن بياريد از هر کی می خواين کمک بگيريد الا خودم !

- خوب درست؟

- يعنی خدا ميگه اگه از خودم کمک بگيريد کمکتون می کنم ولی اين کارو بدون کمک خوذم انجام بديد!!!!!

به همون خدای خوب خوب همه می سپارمتون....

اللهم عجل لوليک الفرج

منتظر ....

پيام هاي ديگران ()

__________________________________